گورستانی در اهواز که تاریخ اروپا را روایت می‌کند

با تغییر معادلات جنگ و آزادی بخشی از این تبعیدیان، موج بزرگی از آوارگان لهستانی در سال‌های ۱۹۴۲ و ۱۹۴۳ از مسیر آسیای میانه وارد ایران شدند.

مجتبی گهستونی، روزنامه‌نگار و دبیر سرویس سمن‌ها و نخبگان میراث آریا در یادداشتی نوشت: در میانه‌ آشوب‌های جنگ جهانی دوم، سرنوشت هزاران لهستانی به سرزمین ایران گره خورد. پس از اشغال لهستان در سال ۱۹۳۹ و تبعید گسترده‌ی مردم این کشور به اردوگاه‌های کار در شوروی، بسیاری از آنان سال‌هایی سخت را در تبعید گذراندند. با تغییر معادلات جنگ و آزادی بخشی از این تبعیدیان، موج بزرگی از آوارگان لهستانی در سال‌های ۱۹۴۲ و ۱۹۴۳ از مسیر آسیای میانه وارد ایران شدند. ایران در آن زمان به یکی از مهم‌ترین مسیرهای عبور متفقین و پناهگاه موقت هزاران آواره جنگی تبدیل شده بود.

در میان شهرهایی که پذیرای این مهاجران شدند، اهواز جایگاهی ویژه داشت. موقعیت راهبردی این شهر در مسیر راه‌آهن سراسری و نزدیکی آن به بنادر جنوبی باعث شد کاروان‌هایی از مهاجران لهستانی از این شهر عبور کنند یا برای مدتی در آن اقامت داشته باشند. بسیاری از این افراد، سال‌ها تبعید، گرسنگی و بیماری را پشت سر گذاشته بودند و ورود به ایران برایشان به معنای نخستین نشانه‌های امید بود.

وقتی لهستانی‌ها به اهواز آمدند، این شهر ساحلی در آن سال‌ها شهری پرجنب‌وجوش و در حال گسترش بود. حضور نیروهای متفقین، کارگران راه‌آهن و کارمندان شرکت نفت، فضایی چندملیتی در شهر ایجاد کرده بود. لهستانی‌هایی که به این شهر رسیدند، اغلب در اردوگاه‌های موقت اسکان داده شدند و از خدمات درمانی و غذایی برخوردار شدند. برخی از آنان برای مدتی در شهر کار کردند یا در فعالیت‌های خدماتی و آموزشی مشارکت داشتند.

با وجود تلاش‌ها برای درمان و رسیدگی به مهاجران، بسیاری از آنان به دلیل سال‌ها سوءتغذیه، بیماری و شرایط سخت تبعید، توان بازگشت به زندگی عادی را نداشتند. تعدادی از این مهاجران در شهرهای مختلف ایران از جمله اهواز جان خود را از دست دادند.

اما تا سال ۱۳۹۴ کمتر افرادی از وجود آرامستان مهاجران لهستانی در اهواز آگاهی داشتند. چون این آرامستان تا دهه هشتاد خورشیدی در میانه‌ میدان میوه و تره‌بار مرکزی اهواز حبس بود و جز بنکداران، برخی افراد عمده‌فروش و راننده کمتر شخصی با خبر بود که پشت دیوارهای ساخته شده از آجر شرکت «جیل و جنگیه» چه کسانی مدفون هستند.

برای دفن آنان، آرامستانی ویژه در اهواز شکل گرفت؛ مکانی که امروز به «گورستان لهستانی‌ها» شناخته می‌شود. این آرامستان بخشی از مجموعه آرامستان مسیحیان شهر است و سنگ‌قبرهای ساده اما منظم آن، یادآور سرگذشت مردمانی است که هزاران کیلومتر دورتر از سرزمین خود به خاک سپرده شدند. ما هم از دوستان مسیحی خود که اجدادشان در آرامستان کلدانی-آشوری مشترک با کاتولیک‌های لهستانی خفته بودند از وجود چنین آرامستانی با خبر بودیم.

در اواخر دهه هشتاد شمسی، انتقال میدان میوه و تره‌بار مرکزی اهواز به خارج از محدوده شهری موجب شد تا آرامستان مسیحیان خوزستان به همراه مزارهای لهستانی‌های مهاجر رو به تخریب برود. با پیگیری‌های متعدد در نهایت تصمیم گرفتم در قامت یک روزنامه‌نگار دوستدار میراث‌فرهنگی برای نجات بخشی این آرامستان قدم بردارم. ابتدا موضوع را با «ریچارد نوری» در کلیسای مسیحیان کاتولیک مطرح کردم و ایشان هم قول همراهی داد. در نهایت هر دو به دیدار شهردار منطقه هفت و سپس استاندار وقت خوزستان رفتیم. مرمت آغاز شد و کم کم پای گردشگران ایرانی و حتی لهستانی‌ها برای بازدید از این آرامستان باز شد. رسانه‌ها شروع به نوشتن درباره این مکان کمتر شناخته شده کردند، دولت لهستان هم یک بنای یادبود و شورای خلیفه‌گری کلیسای کلدانی-آشوری هم یک کتیبه نصب کرد و از اینجانب و ریچارد نوری به عنوان احیاکنندگان آرامستان تقدیر کرد که تا به امروز همچنان آن کتیبه در ورودی آرامستان حک شده است.

احیا و معرفی این آرامستان به عنوان بخشی از تاریخ مشترک ایران و لهستان، علاوه بر اینکه موجب تقویت ارتباط فرهنگی ایران و لهستان شد، توجه پژوهشگران و حتی برخی نهادهای فرهنگی مرتبط با لهستان را به خود جلب کرد.

بر روی برخی از سنگ‌ها، نام، تاریخ تولد و مرگ و گاه نشان عقاب لهستان دیده می‌شود. این نشانه‌ها یادآور هویت مردمی است که با وجود دوری از وطن، فرهنگ و ملیت خود را حفظ کردند. بسیاری از مدفونان در این گورستان کودکان و نوجوانانی هستند که سختی‌های تبعید و بیماری‌های ناشی از آن را تاب نیاوردند.

البته که نشان عقاب سپید لهستان، بالاترین نشان افتخار در کشور لهستان است که به شهروندان معمولی و نظامیان این کشور بابت شایستگی‌ها و لیاقت‌شان اعطا می‌شود.
آرامستان لهستانی‌های اهواز تنها یک گورستان نیست؛ بلکه سندی از یکی از فصل‌های کمتر گفته‌شده تاریخ مشترک ایران و لهستان است. حضور هزاران پناهجوی لهستانی در ایران، نمونه‌ای از همدلی و میزبانی مردمی بود که در میانه‌ی جنگ جهانی، درهای کشور خود را به روی آوارگان گشودند.

امروز این آرامستان خود روایتگر سفری طولانی است؛ سفری از سرزمین‌های سرد شمالی تا گرمای جنوب ایران. سنگ‌های این گورستان نه‌تنها یادبود رنج و تبعید، بلکه نمادی از امید و نجات نیز هستند؛ امیدی که در مسیر پرخطر مهاجرت شکل گرفت و بخشی از تاریخ شهر اهواز را برای همیشه رقم زد.

انتهای پیام/

کد خبر 1405020600280
دبیر مرضیه امیری

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha